ابو القاسم راز شيرازى

472

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

--> - درى قنديلى از طلا آويزان بود : چنان بخاطر رسيد كه براى اين حديث شريف توضيحى آورده شود زيرا كه كلام امام عليه السّلام همچون كلام الهى داراى عبارات و اشارات و لطائف و حقايق است : اينكه امام عليه السّلام فرمود : از آسمان : به اين معنى است كه هر چيز از اشياء جهان هستى را دو روى و دو جنبه است يكى جنبهء ملكى و يكى جنبهء ملكوتى ؛ و جنبهء ملكوتى هر چيز همان جنبهء آسمانى اوست و اين مطلب در لسان اهل تحقيق از مسلّمات است بنابراين نزول بيت از آسمان عبارت از حقيقتى است كه اين بيت ظاهر صورت اوست . و امّا چهار در : هريك از آن ابواب براى دخول معنوى يك گروه از مسلمانان قرار داده شده است ؛ زيرا كه مسلمانان به ازاء درجه و مقام خود در ايمان نوعا به چهار دسته تقسيم مىشوند : ( 1 ) - اهل شريعت : كه ايشان را از مناسك و اعمال حجّ جز همان صورت آن اعمال و بركات ظاهريّه‌اى كه بر آن اعمال در دنيا و آخرت مترتّب است زياده فائده‌اى نيست . ( 2 ) - اهل طريقت كه سالكان مسالك مجاهدت و رياضت و عزلت و جوع و شب‌زنده‌دارىاند و ثمرات اعمال ايشان به ازاء درجه و مقام از دستهء نخستين بسيار بيشتر است ؛ چه ايشان خود ببركات مجاهدات خود بمقام مشاهدهء ملكوتيّات در حدّ سعهء خود مىرسند و در همين نشئه از آن بركات مستفيد مىگردند . ( 3 ) - اهل حقيقت يا متحقّقان بمقام حقيقت و ولايت‌اند ؛ اين دسته كه از مرحلهء سلوك گذشته و به دستيارى جذبة من جذبات الحقّ در قلزم توحيد شناور و در درجات مختلفهء خويش در مقام تحقّق بحقايق اسماء و صفات الهى غوطه‌ورند به حكم محكم ( و قليل من عبادى الشّكور ) از ميانهء اهل ايمان گروه اندكى بيش نيستند و با دخول بباب خود از بركاتى مستلذّ و مستفيد مىگردند كه جز خود و هم شأنان ايشان هيچ‌كس را از آن نعمتها خبر نيست ؛ و نعم ما قال مولانا المؤذّن ( * ) قدّس اللّه سرّه : مرا سوداى كفر و دين نباشد * بجز عشق خدا آئين نباشد چنان مستغرق درياى عشقم * كه در دل فكر آن و اين نباشد خراباتى است دلبر را كه آنجا * نشان از عرش و علّيين نباشد چو فانى شد دل اندر نور توحيد * بَرَش خورشيد چون پروين نباشد تجلّى صفات و فعل و اسماء * چو آيد ، دل دگر غمگين نباشد دلا در عشق حقّ ثابت قدم باش * كه جان را جز بدين تسكين نباشد سبك‌روحان عرفان را بهشتى است * كه آنجا جاى هر خودبين نباشد مؤذن گشت ساكن در خرابات * كه جز شرب مدام آئين نباشد و حضرت شيخ مؤذّن اين غزل را بلسان اهل اين مقام سروده است و گرنه خود از كمّلين گروه چهارم است . ( 4 ) - و امّا باب چهارم : مخصوص كمّلين از اولياء اللّه و باصطلاح اهل معرفت ، مسافران سفر چهارم -